حساب کاربری

لطفا از حروف a-z,A-Z,0-9 استفاده نمایید - حداقل 5 کاراکتر

حداقل 8 کاراکتر

پرچمدار حماسه جنوب صولت الدوله قشقایی


. اینک روزی رسیده است که بعون الله ایل مهم قشقایی که سالهای دراز در این آب و خاک پرورش یافته و همواره به شجاعت مشهور بوده اند به مدد برادران وطنی خود تنگستانی ها و دشتستانی های دلاور دست از آستین مردمی بر آرد و چنان چشم زخمی به قشون دشمن و خائنین برسانند که آوازه آن در جهان پیچیده و جهانیان بدانند که ایران بردنی و خوردنی نیست. (از سخنان سردار عشایر)

فصل اول

اسماعیل خان قشقایی ،سردار عشایر (صولت الدوله ) در تاریخ ایران

اسماعیل خان صولت الدوله فرزند داراب خان ایل بیگی مقتدر ایل قشقایی فرزند مصطفی خان ایلخانی (سردار لشکر آرا )فرزند جانی آقا متولد ۱۲۹۳ ه ق برابر با ۱۲۵۲ خورشیدی مردی با هوش،پرتوان و غیرتمند دین مدار و وطن پرست بود .که سالها به نابودی استعمارگران و خروج آن ها از ایران کمر بسته بود .

وی از پیشقدمان جنبش مشروطیت ایران و از طرفداران مومن و معتقد مشروطه و اعضای اصلی فرقه دمکرات فارس بود که قران ممهور به مهر وی برای ایستادگی در برابر ضد مشروطه ها هنوز باقی است(۱)

 

اسماعیل خان با هدفی مبتنی بر استقلال و تمامی ارضی مملکت و حاکمیت ملی در حساس ترین لحظات وارد فعالیت سیاسی و مبارزه مسلحانه شد و به رسالت تاریخی خود عمل کرد و تحسین دوست و دشمن را برانگیخت .سردار عشایر از سن ۱۷ سالگی وارد خدمات دولتی شد

و مدتی حکومت منطقه بهبهان را داشت و در سال ۱۳۲۴ ه ق همزمان با اعلام مشروطیت ایران رسما به عنوان ایلخانی ایل قشقایی منصوب شد و در انقلاب مشروطیت در به ثمر رساندن و حفظ انقلاب در فارس بسیار کوشا بود (۲). همسر صولت الدوله خدیجه بی بی دختر عبداله بیگ کشکولی زنی شجاع و بی باک،سیاس و سخندان و دور اندیش (۳)بود که در دوران تبعید و زندانی شدن صولت الدوله مسئولیت سنگین ایل را بر عهده گرفت .احمد شاه به او لقب احتجاب السلطنه داده و رضا شاه گفته بود :((که در طول دوران زندگیم دونفر مرد دیدم یکی مادر دکتر امینی و دیگری همسر سردار عشایر خدیجه بی بی که باید به آن ها نشان سپه بدهم ))
هنگامی که جنازه صولت الدوله را تحویل خدیجه بی بی می دهند وی به رضا شاه پیغام می دهد :
((…نشان سپه تو به دستم رسید ،باش که صبح دولتت بدمد.))
صولت الدوله در دوره پنجم و هشتم قانون گذاری از طرف مردم جهرم به مجلس راه یافت ، اما به موجب لایحه که علی منصور وزیر کشور تهیه و تنظیم نمود و به مجلس داد نمایندگان خود فروخته به دستور اربابان خود بدون هیچ گفتگویی در شهریور ماه ۱۳۱۱ به اتفاق آرا، آن را تصویب واز وی که در آن زمان در زندان رضا شاه بود سلب مصونیت نموده و سه ماه بعد در سن ۵۹ سالگی به زندگی او خاتمه دادند.


این اولین سلب مصونیت در تاریخ مجلس ایران است.
ناصر نجمی در کتاب دولت های ایران از کودتای سوم اسفند تا آذر ۱۳۵۸ می نویسد :
((چگونگی و کیفیت روحیات و رفتار زندانیان سرشناس عصر رضا شاهی در زندان قصر خود سرگذشتی است شنیدنی ، آن ها که روزگاری قدرتمندترین مردان عصر خود بودند ،رفتار و روحیه ای داشتند که به کلی متفاوت با دوران اقتدارشان بود .))
صولت الدوله قشقایی رئیس ایل قشقایی که او هم به دست رضا خان به زندان افتاده بود به اتفاق محمد ناصر خان پسرش در حالیکه نماینده مجلس بودند، قبل از آنکه از ایشان سلب مصونیت شود شبانه تحویل زندان دادند.تا هنگامیکه مستوفی در قید حیات بود ،هیچگونه اقدامی رضا شاه برعلیه صولت الدوله ننمود .فوت ناگهانی مستوفی فرصتی به پهلوی دادو همان روزی که جنازه مستوفی را در ونک تشییع می نمودند ماموران شهربانی صولت الدوله و ناصر پسرش را از صف تشییع کنندگان بیرون کشیده و روانه زندان قصر کردند . صولت الدوله در زندان با همان لباس و کلاه مخصوص قشقایی به سر می برد و در کریدری به نام کریدر مرگ جایگزین گردید . او در سخن گویی بهدپزدا بود و اکثرا به اولیای مملکت ناسزا می گفت و فوق العاده عصبانی و پرخاشگر بود.
ناصرخان قشقایی که جوانی باهوش و زیرک بود، سعی می کرد که در این جنجال ها که اسباب زحمت بود شرکت ننماید.علت مرگ صولت الدوله را هم معلول این می دانند که پژشک احمدی دژخیم زندان که بدوا در شغل خود تجربیاتی نداشت میزان سمی که به وسیله انژکسیون استعمال نمود خیلی شدید بود ،به طوری که این اولین قربانی یعنی صولت الدوله در حال نماز خواندن سکته کرد و پهلوی (رضا خان ) را از نگرانی بیرون آورد. اما دکتر کردستانی که پس از معاینه جسد صولت الدوله گفته بود که مرگ او ناشی از تزریق آمپول سم بوده او را متهم به جنون و هذیان گویی کردند .
صولت الدوله مردی بود خداپرست ،او مرتب در زندان نماز می خواند ،کتاب شاهنامه و تاریخ زیاد مطالعه می کرد و پس از فوت وی بنا به تقاضای پسرش و موافقت شهربانی کل نعش پدر را به پسر دادند تا در امامزاده عبداله مقبره خانوادگی دفن نمایند . این بود سرنوشت دردناک و رقت انگیز سردار عشایر که سالیان دراز با انگلیسی ها جنگیده بود و در وطن پرستی و ایران دوستی کمتر نظیر داشت.
اجداد صولت الدوله همواره دارای مقام ایلخانگری و مورد احترام و ستایش مردم جنوب به خصوص قشقایی ها بودند.
صولت الدوله به میلیون و وطن خواهان تمایل زیادی داشت و آزادی خواهان همواره او را به عنوان پشتوانه خود می دانستند و از وی کمک‌می گرفتند. وی به رئیس علی دلواری ،زایرخضرخان و ناصر دیوان (امیر لشکر )احترام زیادی قائل بود چرا که آنان نیز مردانی وطن پرست و بیگانه ستیز بودند.
رئیس علی دلواری را تاج سر کرانه معرفی می کرد و از اینکه این مردان‌بزرگ یعنی رئیس علی دلواری و زائر خضر خان در کنار یگدیگر برای وطن می جنگند و اختلافی ندارند خوشحال بود.(۴)
در جنگ‌تنگستانی ها صولت الدوله تعداد زیادی تفنگچی قشقایی به کمک‌مجاهدین جنوب فرستاد. همفکری و علاقه مندی او به ناصر دیوان موجب به وجود آمدن جبهه متحد برعلیه نیروهای انگلیسی شد.
بعد از برکناری مخبرالسلطنه صولت الدوله مهمترین شخصیت سیاسی جنوب بود. در سال ۱۲۹۱ که روسها نیرویی به تهران گسیل داشته و تا کرج آمدند.دولت از ترس تصمیم گرفت پایتخت را به اصفهان یا شیراز انتقال دهد.در همین زمان انگلیسی ها با افسران ژاندارمری در جنوب درگیری پیدا کرده و اتهامات ناروا به آنها زدند و کمک های مالی آن ها را قطع کردند ژاندارمری هم دست به کودتا زد و عملا کنترل شهر را به دست گرفت و با کمک قشقایی ها کنسولگری را محاصره کردند که انگلیسی ها همه مدارک موجود را سوزاندند. صولت الدوله تعدادی سوار مسلح به کمک ژاندارمری فرستاد و از هیچ نوع حمایت مالی و نظامی به یاور علی قلی خان و مجاهدین فروگذاری نکرد.ژاندارمری هم پس از تسلط بر اوضاع قراردادی با صولت الدوله منعقد کرد که مفاد آن چنین است:
الف)در جنگ برعلیه متفقین از کمک به یگدیگر خودداری نکنند.
ب)با دوستان مشترک دوست و با دشمنان دشمن باشند.
روسای ژاندارمری و کمیته حافظین استقلال و حزب دمکرات آن قدر به صولت الدوله اعتماد داشتند که ضیا الواعظین را مامور تبلیغ در ایل نمودند و در پی آن اتحادی بین صولت الدوله و سلطان احمد خان اخگر فرمانده ژاندارمری مستقر در برازجان و سالار نصرت به نمایندگی از ایلات فارس منعقد شد

که طی آن اتحادیه قشقایی و ژاندارمری فقط برای جنگ با متفقین باشد و سردار عشایر دستور تجمع ۱۵۰۰سوار مسلح را صادر کند که تحت سرپرستی فرزندش به مجاهدین جنوب بپیوندند که در نتیجه در محرم ۱۳۳۴ ه.ق تعدادی سوار وارد برازجان شد .اما طولی نکشید که شورش ژاندارمری با فشار انگلیسی ها و سیاستمداران داخلی فروکش کرد و محاکمه افراد آن و فعالان سیاسی شروع شد ،زیرا موقعیت متفقین و قدرت انگلیسی ها روز به روز زیادتر می شد.
تلگراف تشکر سالار نصرت و سلطان احمدخان و صولت الدوله در صفحات بعد چاپ شده است.
انچه مسلم است صولت الدوله و فرزندانش هیچگاه با انگلیسی ها میانه خوش نداشتند و ماموران انگلیسی مرتب در ضدیت وی با آنها سخن گفته اند(۵)
اختلاف با قوام الملک شیرازی و دیگر حامیان انگلیسی مثل سید ضیاالدین موجب کینه توزی و دشمنی بیشتر شد.
اختلاف انگلیس با صولت الدوله تا آنجا بود که( وقتی دولت ایران وام شماره ۱۱ را از دولت انگلیس می گرفت قول داده بود بدون اجازه آن دولت وام را هزینه نکند و بخشی از آن را صرف سرکوب صولت الدوله قشقایی نماید.) (۶)
وجود ایلات خمسه ،بختیاری و بویر احمد و قشقایی در جنوب و اختلاف آنان موجب درگیری و ناامنی زیاد می شد اما صولت الدوله تلاش می کرد از بی نظمی جلوگیری کند بخصوص اینکه بعضی از سران این ایلات هم در انقلاب مشروطیت و هم در جنگ جهانی اول نقطه مقابل صولت الدوله بودند .
سرجورج بارکلی در گزارشی به ادوارد گری وزیر امور خارجه انگلیس در ۱۹۱۰می نویسد : به نظر می رسد آرامش اوضاع فارس به خواست صولت الدوله بستگی دارد .(۷)
و همین مامور انگلیسی در گزارش دیگر می نویسد 《صولت الدوله عملا حکمران فارس است》 اقتدار صولت الدوله به حدی است که گاهی منجر به تغییر وزرا نیز می شد مثلا فرمانفرما وزیر داخله به دلیل مخالفت با عزل صولت الدوله از ایلخانگری از کار برکنار شد. زیرا اعتقاد داشت فارس بعد از صولت الدوله اوضاع وخیمی خواهد داشت که چندی بعد نظر فرمانفرما به اثبات رسید.(۸)
تجاوز انگلیسی ها در ۱۹۱۸ میلادی ۱۲۹۷ شمسی)به خاک ایران و تشکیل یک نیروی مستقل  SPR در جنوب تحت نظر افسران انگلیسی و هندی و مداخله آنها در امور ایران صولت الدوله را فوق العاده متاثر نمود و نفرت شدیدی از آن ها بر دل گرفت و مبارزه و خصومت علنی خود را به آن ها اعلام کرد.
دولت آلمان هم با استفاده از روحیه ضد انگلیسی صولت الدوله مرتب وی را علیه بریتانیا تحریک می نمود . در ۱۱سپتامبر ۱۹۱۵ وزیر مختار آلمان نامه ای به صولت الدوله نوشت و در این نامه وطن پرستی او را ستود و همراه با تحفه ای که برای او فرستاده بود وی را به ادامه مبارزه اش تشویق نمود ،که متن نامه چنین است:

تهران به تاریخ ۱۱سپتامبر ۱۹۱۵ مطابق با شوال ۱۳۳۳
جناب صولت الدوله ایلخانی ایل جلیل قشقایی:
《استظهارا،مشفقا مکرما،مهربا نظر به دوستی و مودتی که همواره با اینجانب و کنسول های آلمان در بوشهر و شیراز داشته اید دوستدار در مقام مصادعت بر آمده بوسیله شخص محترم و معززی که از تهران به شیراز مسافرت می کند به نگرش این مکتوب مبادرت می ورزد و از صمیم قلب نهایت امتنان را از جنابعالی دارم که همیشه روابط خود را با نمایندگان دولت امپراطوری آلمان محفوظ داشته و این حسن رفتار خویش را که با مصالح آلمان توام است منظور فرموده اید .
دولت آلمان دوست حقیقی ایران و اعلیحضرت شاهنشاه تاجدار ایران و طالب استقلال و حاکمیت ایران است . چون امپرا تور مفخم اظهار فرموده است که با قدرت کامله و بازوی توانای خویش به مساعدت اسلام اقدام می فرماید تکلیف هر ایرانی و هر مسلمانی هست که از همراهی با دشمنان اسلام و ایران خاصه با انگلیسی ها استنکاف ورزند انگلیسی ها در موقع تصرف و الحاق بندر بوشهر به طور وضوح ثابت کردند که در فکر معاضدت با ایران نیستند بلکه می خواهند خاک پاک ایران را گرفته آزادی و استقلال ملی سواران شجاع و سلحشور ایران را در تحت موقعیت و اسارت انگلیس در آورند . مدتی است که دوستدار نام‌آن جناب را مثل یک شخصیت وطن پرست و صمیمی نسبت به دولت متبوعه خودتان و حامی و پای بند دین مقدس اسلام‌شناخته و دوستی با شما را مغتنم می شمارم .مطمعئن باشید همانطور که آلمانها با دشمنان خود مقابله شدید می نمایند و دمار از روزگار آن ها در می آورند همان قسم نسبت به دوستان خویش ثابت قدم هستند چنانچه آن جناب بخواهد با دوستدار طرف مکاتبه واقع شود خوب است به وسیله کنسول آلمان مقیم شیراز که مورد اعتماد تام‌دوستداران می باشد و همیشه برای مذاکره با ایشان حاضر خواهد بود اقدام فرمایند در خاتمه برای بروز دوستی باطنی خود به رسم یادبود تحفه ای مختصری خدمت عالی ارسال داشته امیدوار است با قبول آن قرین امتنانم فرمائید موقع را برای اظهار مودت خالصانه و احترامات ناگفته مغتنم می شمارم .》
شاهزاده هانری
سی یکم دور ویس وزیر مختار اعلیضرت قوی شوکت امپراتور کل ممالک آلمان

تحفه ارسالی عبارت بودند از یک تفنگ که روی آن کاغذی بدین مضمون و به زبان فارسی الصاق شده بود .《این تفنگ را مخصوصا اسلحه ساز امپراتور برای جناب صولت الدوله قشقایی ساخته و پرداخته است بسیار سبک است و باید با باروت سیاه پر شود زیرا باروت بی دود به لوله آن ضرر می رساند .》
آلمانی ها از جمله واسموس و نیدر مایر از فعالیت های صولت الدوله علیه انگلیسی ها سخن بسیار گفته اند .(۹)
طبق قرار داد ۱۹۰۷ که میان روسیه و بریتانیا به امضاء رسید فارس جز مناطق بی طرف ایران به حساب آمده بود و مانع از درگیری با انگلیسی ها می شد و صولت الدوله هم در اوایل منتظر بود که دولت مرکزی در این مورد تصمیم بگیرد . خصومت صولت الدوله با دولت های روسیه و انگلیس زائیده اعمال و حرکات زشتی بود که نسبت به ایران و ایرانیان روا می داشتند.

پطر کبیر در وصیت نامه خود می نویسد:
باید تدبیری اندیشید که مملکت ایران روز به روز بی پول تر شود و تجارتش تنزل کند ایرانی ها را باید به حالت احتضار نگه داریم تا هر وقت بخواهیم او را خفه کنیم . باید فرمانفرمای ایران را خادم و نوکر خود سازیم (۱۰)
دربار پطرزبورک اعتقاد داشت : 《ایران باید ویران شود تا امپراتوری تا امپراتوری روس به دنیای متمدن بگوید برای جلوگیری از سرایت توحش ایرانی ها به اروپا باید این کشور را مسخر و مردم آن را به تمدن دنیا آشنا کنیم 》(۱۱)
حاکمان روس زمزمه می کردند که 《پادشاه ایران ان کس که در ارگ شاهی نشسته است ،نیست بلکه وزیر مختار روس است.》(۱۲)
صولت الدوله ها می دانستند که سرجان ملکم به فتحعلی شاه و درباریان رشوه داده تا پیمان نامه های را امضا ء کنند .
صولت الدوله شاهد بود که دولت انگلیس قول داد اگر روس به ایران حمله کند به یاری ما بشتابد اما همینکه ایران از سمت شمال مورد حمله قرار گرفت نه تنها کمک نکرد ، بلکه از طرف جنوب ما را مورد تاخت و تاز قرار داد.
یکی از شدیدترین میدان نبرد برای انگلیسی ها جنوب ایران بود که قبل از آغاز جنگ برای اداره آن نیرو وارد کرده بودند و در سال ۱۹۱۴ دولت انگلیس و روس به توافق رسیدند تا هرکدام یک نیروی ۱۱۰۰۰ در شمال و جنوب ایران تشکیل دهند .
روسیه چون نیروی کافی نداشت اقدامی نکرد ولی انگلیس به فرماندهی سایکس پلیس جنوب را تشکیل داد و وثوق الدوله آنها را به رسمیت شناخت .اما مردم ایران و وطن پرستانی چون صولت الدوله استعمارگران را از رسیدن به اهدافشان مایوس کرد.
صولت الدوله با شنیدن امتیاز شاه نالایق دلش به درد و غیرت ایلیاتیش به جوش آمد و نسبت به آنان نفرت پیدا کرده و ظغیان نمود و قربانی همین استعمارگران و وطن فروشان داخلی شد.استعمار سیاه در بدترین شرایط که مردم جنوب از جان و مال خود مایه گذاشته بودند ،برادران تنگستانی و دشتستانی و بویراحمد و خمسه و بختیاری را با حیله و نیرنگ علیه یگدیگر تحریک نموده و با وعده و وعید بین آنها اختلاف می انداخته تا آنها را متلاشی کرده و سرمایه این کشور را به یغما ببرند.
مجاهدینی را که برای آزادی وطن می جنگیدند عاملان بی نظمی معرفی می کردند تا در برابر مردم و تاریخ شرمنده باشند اما خون شهدای عشایر و مردم جنوب در انقلاب مشروطیت و جنگ جهانی موجب شد که اسناد و مدارک فراوانی برای روسپیدی آنان باقی بماند.
صولت الدوله در برابر دیکتاتوری چون رضا خان هیچگاه سرتسلیم فرود نیاورد و تا آخرین لحظه از حقوق خود و ملت ایران دفاع نمود.(۱۳) و همان طوری که می دانیم رضا شاه در ده سال اولیه حکومت خود با از بین بردن ساختارهای سیاسی ایلات ، زندانی کردن و اعدام رهبران آن ها، مصادره چراگاه و زمین ها، اسکان اجباری و حکومت مستقیم به جای اداره غیر مستقیم قدرت نظامی و سیاسی ایلات را در هم شکست .
اما پس از مرگش تا سالها بعد یعنی تا سقوط رضا شاه کسی را یارای سخن گفتن نبود .با روی کار آمدن محمد رضا پهلوی فرزند ارشد صولت الدوله ،ناصرخان از آمران و مسببین قتل پدرش شکوائیه ای به دادستان تهران ارائه نمود.
از شیراز ۱۳۲۱/۶/۷
دادستان شهرستان تهران
رونوشت جناب آقای قوام السلطنه ،رونوشت آقای علیرضا قره گزلو وزیر دادگستری ،رونوشت آقای علی دشتی ،رونوشت آقای سلطانی نماینده مجلس ، رونوشت آقای نوبخت رونوشت روزنامه باختر ، رونوشت آقای پور رضا وکیل دادگستری تهران.
در این موقع متهمین به قتل مرحوم مدرس و مرحوم فیروز و سایر شهدای دوره دیکتاتوری تحت تعقیب دادستان دیوان کیفر قرار گرفته اند تذکر میدهم ، در نتیجه خدماتی که مرحوم اسماعیل قشقایی سردار عشایر ، پدر اینجانب در راه مشروطیت و استقلال ایران مخصوصا فداکاری که در انقلاب سال ۱۳۰۸ اینجانب و آن مرحوم برای ایجاد آسایش در فارس نموده در شهدبور ۱۳۱۱ از طرف شهربانی تهران مرحوم سردار عشایر و اینجانب را که از هرجهت مصون از تعرض بودیم ،بدون رعایت شئون و حیثیت وکالت پارلمانی در خانه شخصی توقیف و آقای علی منصور وزیر کشور وقت ، لایحه ای تحت عنوان ماده واحده تقدیم مجلس دوره هشتم نمود ، مبنی بر اینکه اسناد و مدارکی بدست آمده ، که آقایان اسماعیل قشقایی و محمد ناصر قشقایی نمایندگان فارس ایلات و عشایر را به اغتشاش تحریک نموده چون همدستانی دارند باید تعقیب و دستگیر شوند، لذا از ارائه اسناد و مدارک به مجلس خوداری نموده تقاضا دارم سلب مصونیت این دونفر بشود ،تا اینکه نتیجه محاکمه را بعدا به به عرض رسانم.از آقایان وکلا از آقایان وکلا اخذ رای گردید .
به استثنای معدودی منجمله آقایان فاطمی و دشتی مخالفت خود را جهت نقض مهمترین اصل از قانون اساسی که مصونیت و کلا را از هرگونه تعریض است، اظهار به اکثریت قریب به اتفاق به قیام و قعود ماده واحده تصویب گردید . مرحوم سردار عشایر و اینجانب پس از سه روز توقیف در خانه شخصی ، تحویل به زندان قصر داده و پس از یکسال زندانی و بودن بازرسی و دادرسی و ثبوت جرمی پدرم را مسموم و مقتول ، و پس از آن اینجانب را در خانه شخصی حبس و مدت ۶ سال تحت نظر مامورین آگاهی با کلیه خانواده قرار گرفته ، سپس مدت دوسال از تهران تبعید و اجبارا امر به توقیف در آدران شهریار نمودند .اینجانب اولا آمر و مسبب قتل پدرم را پهلوی شاه سابق و آقای علی منصور حکومت فعلی خراسان و ثانیا شریک جرم را وکلای دوره هشتم معرفی می کنم .نظر به اینکه تعقیب موضوع از صلاحیت دادگستری و دیوان جنائی تهران است ،تقاضا دارم متهمین نامبرده را تحت تعقیب و تسلیم بازپرس تهران فرموده .بدیهی است در جریان رسیدگی مرتکبین قتل ،که آلتی بیش نبوده اند معلوم خواهد شد، برای تحصیل رضایت ملت ایران عموما از جهت تبعیض قانون اساسی و تشویق کلیه عشایر و ایلات به ادامه خدمات ملی در راه استقلال مملکت خصوصا رئیس ایل قشقایی و خانواده اینجانب بلاخص به شرح بالا اعلام جرم نموده ، استدعای تعقیب و رسیدگی و صدور دادنامه مبنی بر مجازات متهمین می نمایم .
آقای حبیب الله پور رضا وکیل دادگستری تهران را به وکلالت خود برای تعقیب در کلیه مراحل بازرسی و دادرسی معرفی می نمایم .
محمد ناصر قشقایی


منابع: پرچمدار حماسه جنوب صولت الدوله قشقایی /دکتر منوچهر کیانی از ص ۵تا ۱۹

۱_فراشبندی ،علی مراد ،تاریخچه حزب دمکرات فارس، انتشارات اسلامی ۱۳۵۹

۲_قائم مقامی ،جهانگیر ، نهضب آزادی خواهی مردم فارس در انقلاب مشروطیت و کیانی منوچهر تاریخ مبارزات مردم ایل قشقایی

۳_تقی زاده ،خاطرات

۴_یا حسینی ،سید قاسم .تجاوز نظامی بریتانیا و مقاومت جنوب

۵_بشیری احمد،کتاب آبی،جلد ۲تا ۶

۶_مجله کاوه سال سوم ۱۳۳۶شماره ۳۱و ۳۲

۷_سالهای بحران ،خاطرات روزانه محمد ناصرقشقایی-ص۱۷

۸_نوائی عبدالحسین، دولت های عصر مشروطیت

۹_ کریستوفر واسموس یا لورنس عربستان ،ترجمه حسین سادات نوری

۱۰_تیموری ابراهیم ، عصر بی خبری ،نقل از کتاب آبی ،جلد اول

۱۱_احرار احمد ،کتاب آبی،جلد اول

۱۲_اورسل فرانسوی ،قفقاز و ایران ،به نقل از کتاب آبی

۱۳_ فراشبندی علی مراد،تاریخچه حزب دمکرات فارس ،انتشارات اسلامی

تنظیم متن: حسن میرزایی

 

www.Qashqaiebook.ir خانه کتاب قشقایی

پرچمدار حماسه جنوب صولت الدوله قشقایی

مدیر
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X