حساب کاربری

لطفا از حروف a-z,A-Z,0-9 استفاده نمایید - حداقل 5 کاراکتر

حداقل 8 کاراکتر

خدمات سیاسی اجتماعی و فرهنگی خاندان قشقایی


خدمات سیاسی اجتماعی و فرهنگی خاندان قشقایی…

جوانان امروز ایلمان شناختی از خدمات انجام شده توسط خوانین بزرگ ایل سترک قشقایی ندارند و گاهی می پرسند که با توجه به صاحب نفوذ وقدرت خدماتی انجام نداده اند و اگر هم انجام داده اند اطلاعاتی در دست نیست…

مصاحبه ای که در سال ۱۳۵۹ با مرحوم ناصر خان انجام گردیده….
و جوابیه ایشان به این موضوع…..

املاک ما از زمان رضا شاه مصادره و خودمان هم تا آنجای که به یاد داریم..
در زندان و تبعید بودیم پس از شهریور۱۳۲۰ قرار بود املاک ما پس داده شود ویکی دو سال طول کشید تا قسمتی را تصاحب کنیم.

از سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۵ که جریان دستگیری ما و نهضت جنوب بود، ما را درگیر جنگ و جدال نمودند.
ستون های نظامی دائم ما را تعقیب می کردند.
هر وقت به شهر می آمدیم با تحریک انگلیسی ها برای کشتن ما جایزه تعیین می کردند یک بار هم راه ما را بستند و افراد بی گناهی را بجای ما به اشتباه کشتند.

از زمانی که نفت جنوب پیدا شد نسبت به مردم قشقایی کینه و نفرت پیدا کردند چون حاضر نبودند بیگانگان در کشور ما حکومت کنند و سرمایه مارا به یغما ببرند و به گواهی تاریخ آخرین سنگر دکتر مصدق هم ما بودیم.
ولی باند بازی سیاسی و دخالت خارجی ها موجب شد که حتی اجازه زندگی در وطن را از ما گرفتند.
وبعد جریان ۱۳۲۸ مرداد۱۳۳۲ مارا هم تبعید کردند که امروز بعد از ۲۵ سال (۱۳۵۹)
روی وطن را می بینیم.

بنابراین ما از سال ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۱ یعنی حدود ۵ سال آرامش نسبی داشته ایم که بتوانیم خدمات را انجام دهیم.

در این مدت کوتاه با توجه به موقعیت ایل و کار شکنی های مخالفین چپ و توده ای یک سری برنامه هائی ارائه دادیم که می بایست بعد تبعید ما، فرزندانمان یعنی پدران شما می نوشتند که متاسفانه حکومت پهلوی حتی آوردن نام قشقایی را ممنوع کرده و کسی جرات نداشت در مورد ما و ایلمان و گذشته قشقایی چیزی بنویسد.
بدین جهت همه فعالیت های ما در پرده ابهام باقی مانده است.

از نظر سیاسی…
زمانی که در مجلس بودیم با کمک دوستان و نمایندگان عشایر تلاش می کردیم موقعیت سیاسی ایل را مستحکم کنیم.
اما اگر موفق نبوده ایم علت دولت های آمریکا و انگلیس بودند.
که از قشقایی ها لطمه خورده بودند.شاه هم مردم قشقایی را خطر بزرگی در منطقه تصور می کرد.
با این حال با پافشاری زیاد، دست ایادی روس و حزب توده را از مجلس و دولت کوتاه کردیم…

در ملی کردن نفت و در کنار دکتر مصدق ضربه ی نهایی را به انگلیس وارد آوردیم…
و در تمامیت ارضی کشور که از همه چیز بالاتر بود مصرا ایستادیم…
به روح سردار (صولت الدوله)
هیچگاه به دامن بیگانه نیفتاده و فکر وطن فروشی هم نبوده ایم و تنها افتخارمان همین است که مثل تمام قشقایی ها و پدرانمان به ایران عزیز عشق می ورزیم….

در کودتا شاه خائن ما پشتیبان دکتر مصدق بودیم و از هیچ کمکی نسبت به دولت او کوتاهی نکردیم…
و همین بس که دولت روس، انگلیس و آمریکا ما را بزرگ ترین خطر برای خودشان در جنوب ایران نامیدند و دولت شاه هم دست نشانده آنها بود… اغلب تقاضای ما را بایگانی و یا با آن مخالفت می کردند…

– تقاضای راه آهن شیراز – تهران را سال ۱۳۲۴ و نیز در سال ۱۳۳۱ جزء دستور کار مجلس و دولت گذاشتیم

اعلامیه ۱۱ماده ای برای منطقه فارس و پافشاری هایمان همه میداند…

با وجود فرصت کمی که داشتیم یک سری کارهایی را شروع کردیم از جمله …

– ساخت و راه اندازی مدرسه محمد حسین قشقایی در آباده…

 

 

– ساخت مدرسه ۶ کلاسه ضرغام قشقایی در قیر وکارزین…

 

– گرفتن امتیاز دارالتربیه عشایری از دکتر سنجابی وزیر فرهنگ و بودجه ساختمان آن که با تبعید شدن ما به خارج نفهمیدیم چی شد..زمین این موسسه را به وزارت فرهنگ اهدا کردیم…

 

– ناصرخان طی نامه ای به رئیس فرهنگ فارس می نویسد:
در تعقیب مذاکراتی که راجع به ساختمان مدرسه شبانه روزی عشایری فرمودید، نظر به اینکه این جانب کمال علاقه را به ایجاد چنین بنایی برای تربیت فرزندان عشایر دارم، قطعه زمینی از پلاک خود را واقع در خیابان ناصر آباد فیروزآباد که مساحت آن ۱۱هزار متر مربع است، به وسیله این نوشته مجانا” و بلاعوض به فرهنگ واگذار می نمایم که ساختمان مذکور را در آن شروع نمایند. و تا موقع تنظیم سند رسمی محضری این نوشته به منزله قباله قطعی زمین است. اجرای قرارداد شروع و پیگیری های لازم در این زمینه از سوی وزارتخانه و خوانین قشقایی به عمل می آید.

 

– استخدام ۲ نفر معلم بنام های میرزا احمد علی خان برای تدریس زبان فرانسه که آن روز زبان رسمی دنیا بود..
و میرزا عبدالله خان ذوالقدر برای تدریس زبان عربی برای بچه های مستعد قشقایی…

 

 

– از نظر بهداشت هم بیمارستانی در فیروزآباد ساختیم که مادرم خدیجه بی بی تجهیزات آن را از خارج با کشتی وارد کرد و با یک دکتر آمریکایی صحبت کرده بودیم ماهی ۵۰۰ دلار به او بدهیم و هر سال ۴۵ روز هم مرخصی داشته باشد. و تمام خرج و مخارج زندگی او در ایران را تامین نمایم
که قرارداد را فسخ نمود مجبور شدم یک دکتر آلمانی استخدام کنیم و در افتتاح این بیمارستان دکتر اقبال آنقدر مسامحه نمود که ما را از ایران بیرون کردند..

 

 

– طراحی برای تعلیمات پزشکی در شیراز با همکاری دکتر قربان ارائه دادیم که تعدادی پزشک عمومی تربیت کنیم و به ایل و روستا بفرستیم که در سال ۱۳۲۵ مقدمات آن فراهم شد و اواخر همان سال شروع به کار کرد و در نتیجه همان مدرسه پزشکی چهار سال تبدیل به دانشگاه پزشکی شیراز شد..
دکتر قربان در خاطرات تعلیمات پزشکی در شیراز صفحه ۱۳ خود به این موضوع اشاره کرده و اینکه درخواست ناصرخان از سپهبد زاهدی خواست که دولت برای بهداشت عشایر کاری جدی انجام دهد و پیشنهاد کرد یک مدرسه چهار ساله پزشکی را ترتیب میدهیم ک پزشک تربیت میکنیم و زاهدی گفت برنامه خوبی است..که بیش از دو هفته طول نکشید که با اسرار زیاد و تلگرام های مکرر به اقبال قرار شد کلاس ها تشکل بشود و سه نفر استاد هم از تهران برای برسی و برنامه ریزی به شیراز آمدند و در سال ۱۹۴۵ قرار داد تربیت دکترهای دهات و عشایر بسته شد و مردم نیز نقدینه های زیادی پرداخت کردند و یکی از افرادی که کمک زدیادی نمود رودابه بی بی همسر ناصر خان بود و بعضی از روسای ایلات هم کمک و پول این مدرسه را دادند ودر مدت ۵ سال یعنی در اکتبر ۱۹۴۰ مدرسه پزشکی شیراز راه افتاد و برای تدریس عده ای از پزشکان از تهران به شیراز می امدند و بدین ترتیب ما پزشکی شیراز را شروع کردیم….

(پس پزشکی شیراز مدیون ناصرخان قشقایی بابت پیشنهاد و تلاش های زیاد ایشان برای برقراری و تشکیل دانشگاه پزشکی شیراز هستند همچنین مردم جنوب کشور)

 

– در منطقه جنوب یعنی در قشلاقات ایل مثل جنگویه تعدادی آب انبار ساختیم

 

– حمام گلشن فیروزاباد را به اتمام رساندیم …
برنامه اصل ۴ ترومن در ایران شروع شده بود که آن ها را وادار کردیم تعدادی حمام در جایدشت، شهمرد، اردشیری، اسماعیل آباد و موشگان و …. را بسازند…

 

 

– اولین حمام دوش را در منطقه خواجه ای سهراب خان قشقایی بنا کرد که گویا در سال ۱۳۴۳ در قیام بهمن قشقایی آنرا آتش زدند و خراب کردند..

 

 

– از قدم های عام المنفعه دیگر ما احداث راه قیروکارزین به فیروزآباد بود که آن روزها نه ماشینی بود و نه تراکتوری، با مدیریت آقای اسماعیل خان کرمپور تعدادی کارگر با بیل و کلنگ در مدت ۲ سال کوره راهی برای عبور و مرور موقتی ماشین ها ساخته شد..

 

 

– در فیروزاباد و در محل فعلی بیمارستان یک مجتمع کشت و صنعت و مرغداری دایر نمودیم
و اولین چاه عمیق را که بتوان آب شهر را تامین نماید حفر نمودیم…

 

 

– ژاندارمری فیروزاباد به علت بعد مسافت تا مرکز استان و بخش های مربوطه مشکلات امنیتی داشت که اولین اتومبیل را خریده و در اختیار آنها قرار دادیم که تا آن زمان هیچ سازمانی اتومبیل نداشت…

 

 

در مسیر راه فیروزاباد به فراشبند چشمه های روستای خرقه که در حدود ۲۰ اینچ آب داشت و به دره ای عمیق می ریخت و بلا استفاده بود با شکافتن کوه و ساختن سدی با ساروج مسیر آن را نغییر دادیم و برای مشرب ساختن اراضی روستاهای اطراف بایگان و…مورد استفاده قرار گرفت…

 

 

– جهت پیشبرد کشاورزی منطقه باغهائی غرس نمودیم که اغلب درختان آن ها اصلاح شده بودند از جمله باغ سیب لبنانی در سمیرم که نهال از خارج وارد نمودیم و آن را تکثیر کردیم که همه بتوانند از آن استفاده کنند.

 

 

باغ های آب سکو، باغنو، ناصرآباد،جایدشت، زین علی، باغ خندان بایگان، کلاه فرنگی و… همه با درختانی نظیر پسته و سیب و گردو ودیگر درختان اصلاح شده بودند.
و ثمره درختان برای مردم منطقه به طور رایگان از آن استفاده می کردند…

 

 

روزنامه جهان ما شماره ۱۵ تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۲۵
می نویسد…
به طوری که از فیروزاباد اطلاع میدهند آقایان محمدناصر و خسرو قشقایی و اخوانشان مشغول احداث باغات بزرگ شده و متجاوز بر۵۰۰۰ درخت از اصفهان و شیراز وارد کرده اند و دوشیزه ملکی بی بی خواهرشان مبلغ ۲۰۰۰۰تومان به منظور تهیه میز و صندلی به فرهنگ فیروزاباد اهدا نموده اند….

 

 

– عشق و علاقه ما به کشاورزی طوری بود که حتی در منطقه تنگاب فیروزاباد و دشت موک و خرقه رسول الله درختان اهلی مثل پسته و گلابی را به جنگل ها پیوند میزدیم..
در باغ های زین علی سمیرم و باغ انجیر تهران نمونه های زیادی داشتیم که نوعی از آن در تهران بنام پیچ قشقایی شاید امروز هم معروف باشد تکثیر کردیم..

 

 

– حد فاصل فیروزاباد به شهمرد را خیابان کشی کرده و انواع درختچه های همیشه سبز و گلهائی مثل گل ابریشم و گل سرخ و کاج کاشتیم که هنوز موجود است…

 

 

-برای سم پاشی باغ ها و زراعت در فارس و مبارزه با ملخ بک دستگاه کامیون خریده و تحویل اداره مبارزه با ملخ که رئیس ان اداره آقای محمدی بود دادیم…

 

 

– درشیراز حدود ۱۰۰۰۰۰ متر مربع از زمین های اطراف باغ ارم راجهت سازمان آب و منبع آب و تاسیسات مورد نیاز اختصاص دادیم.

 

 

– محوطه سازی و آسفالت صحن مطهر حضرت احمد ابن موسی (شاهچراغ) که به صورت یک قبرستان مخروبه بود به شیوه جالبی درست کردیم کلیه این مخارج را از بودجه شخصی پرداخت نمودیم… – یکی از تقاضا هایی که همیشه از مردم قشقایی داشتم این بود که زمین های مسیر کوچ خود را جهت اسکان و کشاورزی و غرس درختان میوه خریداری نمایند…حتی برای تشویق افرادی که بر روی زمین های ما کار می کردند قرار داد ثلث و نصف را پنج یک تقلیل دادیم تا برایشان سود دهی داشته باشد و به کار کشاورزی بپردازند… -… -… -… وخدمات دیگری که شاید بزرگ ترها بهتر از هر کسی می دانند…

 

 

برگرفته از کتاب مبارزات ایل قشقایی.ص ۶۹ تا ۷۷

دکترمنوچهر کیانی

حسن میرزایی
دیدگاه کاربران 1 دیدگاه
  • امراله مهماندوست ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ / ۱۱:۰۶ ق.ظ
    0 0

    تک تک کلمات و سطرها و جمله های این مطلب را که شفاهی شنیده بودم دو باره خواندم حتی اداره پست شهرستان خنج را که قدیمی ترین اداره پست در شهرستان های جنوبی استان فارس می باشد و با مساعدت و پیگیری آن مرحوم راه اندازی شده است را بایستی به این مطلب اضافه نمائید خدمات زیاد دیگری نیز توسط خوانین بزرگ ایل سترک قشقایی انجام شده است که در تاریخ ثبت نشده است هنگام برگشتن این خوانین بزرگ ایل سترک به میهن و وطن از آن تبعید طولانی اینجانب دانش آموز دبستان عشایری بنکوی عرب تیره ایگدر طایفه عمله ایل قشقایی بوده ام که از طرف پدر بزرگ خان محلی (درزمان احمد شاه قاجار) و پدر خان محلی (رضا شاه پهلوی) و خود خان محلی (محمد رضا شاه پهلوی) به جد اینجانب و پدر بزرگ اینجانب و پدراینجانب ظلم نموده اند که در نهایت به شخص اینجانب ظلم نموده اند اینجانب از کلاس اول ابتدایی (قبل از انقلاب) خانم گشاده رو یا زیبا که احتمالا از اهالی شهر لار مرکز شهرستان لارستان یا شهر جهرم مرکز شهرستان جهرم بودند که خیلی مختصر اما با توجه به قدرت سرکوب حکومت شاهنشاهی حاکم بر کشور ایران احتمالا تمام توان ایشان بوده است اینجانب را با مرحوم آیت الله موسوی خمینی (امام خمینی) و کاری که می خواهد انجام دهد (انقلاب اسلامی) آشنا کردند اما ازاول انقلاب تا کمی قیل ازهم اکنون درشهرهای خنج و کلان شهر شیراز و شهرجدید صدرا بسیجی فعال بوده ام حدود بیش از دو سال داوطلبانه از طرف بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلاامی درخط مقدم دفاع مقدس از جنوبی ترین محور مرزی کشور تا غربی ترین محورمرزی کشور در دفاع مقدس حضوری فعال داشته ام حدود یکسال به عنوان وظیفه ای که صد درصد داوطلبانه بوده از طرف کمیته انقلاب اسلامی (لشکر ۲۸ روح الله) درخط مقدم محورهای مرزی جنوب کشورحضوری فعال دردفاع مقدس داشته ام ازاول دفاع مقدس تا پایان آن چند باری تا مرز اسارت و شهادت پیش رفته ام اما جانبازی (با سه بارمجروحیت) دردفاع مقدس نصیبم شده است که دلیل عدم حضورم درسوریه برای دفاع ازحرم می باشد با این سابقه طولانی که به شرح فوق درزندگی خود فعالیت هایی برای استحکام حکومت جمهوری اسلامی ایران داشته ام حال می گویم که تمام کارهایی که دولت جمهوری اسلامی ایران می گوید برای ایثارگران درکشورایران انجام داده است تبلیغات دروغین دولتی است برای مثال اینجانب اشتغالم را در … مدیون شخص آقای … هستم نه ایثارگربودنم خیلی دوست دارم تا محلی پیدا شود تا موارد دیگری را بنویسم و منتشر شود. خدا لعنت کند این کسانی را که این خوانین بزرگ ایل را در مقابل انقلاب مردم ایران قرار دادند و آن اتفاقات ناگوار را در سال های اول انقلاب به وجود آوردند که اینجانب از حمایت های این خاندان بزرگ محروم باشم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X